تو دل همه ما يه جای خيلی خصوصی هست که هيچکسی جز خودمون و خدامون به اون دسترسی نداريم. اونجا مخزن و ماوای تنهايی های ماست. جايی که تک و تنها ميشينيم و با خودمون حرف میزنيم. جايی که اغلب هرچند به روی خودمون هم نمیآريم ولی میدونيم که طرف اصلی صحبتمون خود خود خداست. مهربونی که يه جور ديگه دوستمون داره. يه جوری که فقط شايد بتونيم بويی از آنگونه دوست داشتن رو تو دوست داشتن مادرها ببينيم. تازه فقط بويی از آن را. چون خدای ما خيلی خيلی بخشنده است. او شايد حتی خمی هم که گاهی به ابروی مامانها میآيد را بر صورتش نمیآورد. خدا خيلی مهربونه. خيلی خيلی بيشتر از اونی که برای ما تصوير شده.
با خدا بودن و با اون درد دل کردن خيلی خوبه. خيلی... انشاالله که خودش هممون رو تحويل بگيره...
