یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥

RBP7000016

این روزا باید به نظر من از هوای بسیار لطیف تهران بهانه‌ای ساخت و یه کم به خود رسید. از همه‌چیزش می‌توان لحظه های زیبا و به‌یادموندنی خلق کرد... از صدای آسمون قلمبه‌هاش، از برق‌های شبانه و عظیمش، از تاریک‌کردنهاش وسط روز، از بوی خاک و حتی آسفالت های بارون خورده، از تمیزی و لطافت بیش از حد هواش، از نشستن پشت پنجره و جرعه جرعه نوشیدن چای و نگاه به بارون اونور پنجره، از لذت سرپناه داشتن و شکر اون... و خیلی چیزای دیگه.

اگه این روزا رفتین بیرون از خونه، گاهی چترتون رو ببندین و بذارین طراوت، خنکی، تازگی و سبکی بارون رو حس کنین. حداقل اون ذهن ایرادگیرمون دیگه نمی‌گه بخاطر کثیفی هوا بارون هم آلوده‌است. این چند روزه هرچی آلودگی بود تموم شد و شسته شد.

شاید این بارون یادمون بیاره که از چیزای ساده و به ظاهر معمولی هم می‌شه برا دل خودمون دل‌خوش کنک بسازیم...زندگی همین بها دادن به اتفاق‌های کوچیک موچیکه.

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC