یادمه خیلی سال پیش یه مطلبی رو تو کتاب بذرهای عظمت نوشته دنیس ویتلی میخوندم که راجع به نگرانیهایی بود که همه ماها درباره آینده داریم. نویسنده به یه تیکه روزنامه آمریکایی تو اواسط قرن نوزدهم اشاره کرده بود که در اون با نگرانی اعلام شده بود از این به بعد خانههای آمریکاییها تو خاموشی فرو خواهد رفت و ظلمات همه جا رو فرا میگیره. میدونین دلیل اون روزنامه چی بود؟ به خطر انقراض افتادن نسل نهنگهای دریایی! چون اون وقتا از روغن نهنگ برای روشنایی چراغهای پیه سوز استفاده میشده این نتیجهگیری انجام شده بود. دنیس ویتلی هم از این موضوع نتیجه گرفته بود که نگرانیهای اغلب ماها بیمورده چون با گذشت زمان (همونطور که ادیسون به داد نهنگهای دریایی رسید!) راههایی برای حل مشکل ماها روشن میشه که ما قبل از اون حتی تصورش رو هم نمیکردیم...
این مطلب هر وقت که پیش خودم فکر میکنم تهرون یا در کل، دنيا تو ده بيست سال آينده آيا جاي زندگي كردن هست يا نه، به يادم ميآد و يه لبخند رو لبم مينشونه.
جدا از امكان زندگي و ... يه نتيجه ديگه هم ميشه از اين مطلب گرفت...: ميشه اميدوار بود كه خيلي از مشكلاتي كه فكر ميكنيم ديگه برامون حل نشدني هستن، يه روزي، يه جايي و به يه شكلي كه شايد اصلا فكرش رو نكنيم، حل خواهند شد.خيلي سادهتر از اوني كه فكرش رو بكنيم
اين مطلب رو مثل يه فال براي امروز خودتون بدونين و راحت برين دنبال بقيه زندگي كردنتون... خدا خيلي بزرگتر از خواسته هاي ماست. فقط يادش از يادمون نره...