یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ۳ تیر ۱۳۸٥

Nature never repeats herself, and the possibilities of one human soul will never be found in another

Elizabeth Cady Stanton

خيلی اوقات پيش اومده که ما دلمون خواسته متفاوت باشيم. از ديگرون، از خود قبليمون، از آدمايی که دور و برمونن و ...

گاهی می‌دونيم برای متفاوت بودن بايد چيکار کنيم و گاهی هم فقط اونو تقليل می‌ديم به يه سری کارهای ظاهری و سطحی. مثلا بجای اين‌که بياييم و يه تغيير اساسی تو خودمون بديم، می‌آييم و يه جور خاصی لباس می‌پوشيم تا نشون بديم از ديگرون متمايزيم. نمی‌خوام قضاوت ارزشی کنم. يقينا اينجور آدما هم تو اون لحظه دليل خاصی برای کارشون دارن که براشون منطقی جلوه می‌کنه. اگه بی‌انصاف نباشيم، شايد هممون هم تو زندگی اينکارو کرده‌ايم و مزه‌اش هم زير زبونمون هست! ولی بحث من يه چيز ديگه‌است. اين‌که اگه می‌خوايم متفاوت باشيم، تلاش کنيم برسيم به عمق مساله نه اين‌که تو ظاهرش بمونيم.

خيلی از ماها می‌تونيم با يه تغيير کوچيک کلی زير و رو بشيم. مثلا يه قرار هفتگی با خودمون برای اين‌که از اول اين هفته تا هفته ديگه همين روز دلم می‌خواد فلان کار متفاوت رو تو زندگيم بکنم. مثلا شروع کنم به آب درماني، يا فرضا روزی فلان قدر پياده‌روی کنم، يا مثلا تلاش کنم ارتباط صميمانه‌تری با طبيعت و درختا و گنجیشکا و ياکريمای دور و برم ايجاد کنم (مثلا برم ٥٠٠ تومن بدم يه کيلو ارزن بخرم، صبح‌ها براشون غذا بريزم تا بخورن)، يا فرضا کارهای اداره‌ام رو با دقت بيشتری انجام بدم، يا حداقل در طول هفته به يه نفر که خيلی وقته ازش خبر ندارم سری بزنم يا تلفنی بکنم، يا فلان کاری که چند ماهه عقب می‌اندازمش رو تو اين هفته به سرانجوم برسونمش، يا پولامو جمع کنم فلان چيز رو که دلم می‌خواد بعنوان جايزه برا خودم بخرم يا ...

اين ليست تمومی نداره. بستگی به من و تو و ما و زندگيهامون و اهدافمون و همتمون تا بی‌نهايت می‌تونه ادامه داشته باشه.

به هرحال برای تغيير کردن و متفاوت بودن، می‌شه از دم دست‌ترين چيز دنيا، يعنی خود خودمون شروع کرد...به همين سادگی (به همين خوشمزگی!!!

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC