یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٥

اميدوار بودن يعنی اين‌که...

صبح از خواب بلند شی و به خدا سلام کنی و بگی شکرت خدا جون. يه روز خوب ديگه رو می‌خوام شروع کنم. کمکم کن؛

توی کل روز يه دقايق يا حداقل لحظاتی رو بذاری برای حرف زدن با اون... مثل يه دوست بی‌ريا و هميشگی در کنارت نه يه خدای قهار و جبار؛

با لبخند با آدمای اطرافت برخورد کنی و سعی کنی به اونايی هم که اخمو و بداخلاقند، نشون بدی می‌شه با مشکلات کنار اومد...کسی نمی‌گه نبايد مشکل داشت؛

حداقل روزی يه بار کار يه نفر رو راه بندازی...هرکی می‌خواد باشه..هر کاری هم می‌خواد باشه...مهم نيست...مهم مزه مزه کردن حس خوبيه که به آدم بعد از هر کمکی بدست می‌ده؛

که چند روز يه بار يا حداقل هفته‌ای يه بار يه زنگ به يکی که خيلی وقته ازش بی‌خبری بزنی..يا حداقل اگه نمی‌خوای يه اس‌ام‌اس براش بفرستی و حالشو بپرسی...يا حداقل يه جوک براش بفرستی که بخنده!

که دور و وريهات رو با گفتن ريز به ريز مشکلات و بی‌حوصلگی‌هات و غم‌ها و ... خسته نکنی...آدم اميدوار اميدش به خدا و خودشه و اگه هم حرفی می‌زنه فقط محض درد دل است...آن‌هم بسيار کوتاه و سريع... ميدونه که آدما در به در می‌گردن دنبال افراد قوی و استوار...او بيشتر تکيه گاه است تا تکيه کننده؛

و نهايتا...

آدم اميدوار هم خسته می‌شود، دل‌گير می‌شود، غمگين می‌شود، گريه می‌کند، داد می‌زند، بی‌حوصله می‌شود...اما...نمی‌گذارد هيچ‌کدام از اين‌ها بر وجودش رسوخ کند و بماند...او می‌داند که برای هرچيزی حدی است و حد غم و اندوه را بايد خيلی مراقب بود

 

ضمنا ممنون از تمامی دوستانی که در اين مدت با نظرات خودشون در مورد دعا و ... پست قبلی رو رونق دادند. برای خود من اين پست و پيام‌های نوشته شده براش، يه منبع خوب مطالعه و مرور تا سال‌ها بعد خواهد بود. اميدوارم برای شما هم همينگونه باشد.

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC