یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٤

یکی از زیبایی‌های ماه رمضان اینه که پروردگار، بنده‌هاش رو ناچار می‌کنه توی یه قالبی قرار بگیرن که ضابطه‌های سختی داره. هم جسمانی و هم فکری. بعد یه‌عالمه هم مشوق می‌ذاره. بازهم هم جسمانی و هم معنوی. ممنوع می‌کنه اینکه هر زمان بخواهی بخوری یا بیاشامی، ازت می‌خواد فکرای بد نکنی، می‌خواد که چشم و گوش و زبانت رو کنترل کنی. بعد بهت می‌گه با اینکار هم سیستم جسمانیتو تنظیم می‌کنم و هم کلی بهت حس و حال خوب می‌دم.

در حقیقت آدمی که مقید می‌شه روزه بگیره، یه جورایی (البته خیلی بالاتر و لذتبخش‌تر) اون شیوه‌های تصمیم‌گیری بیست و یک روزه یا تصمیم‌گیری‌های الزام‌آوری که در پست‌های قبلی بهشون پرداختم رو برای خودش اجباری می‌کنه. قشنگیش اینجاست که توی مواردی که ما خودمون برا خودمون برنامه می‌ریزیم، خیلی اوقات نمی‌تونیم به برنامه‌مون عمل کنیم یا بعد از یه مدت دیگه دست از تلاش برای تغییر یه عادت بد یا ایجاد یه عادت خوب برمی‌داریم؛ اما توی ماه رمضون مجبوری یه ماه رو به خودت سخت بگیری و کاراهایی که ازت خواسته شده رو انجام بدی. (هرچند خدا اونقدر مهربون و رحیم هست که به محض اینکه کوچکترین صدمه جسمی بخواد برات پیش بیاد می‌گه برنامه رو بذار کنار و هر موقع خوب شدی و مطمئن شدی دیگه اذیت نمی‌شی برو و روزه‌هات رو قضا کن).

اینا رو نوشتم برا اینکه به خودمون یادآوری کنم این روزها فرصتی عالی برای گنجاندن برخی از اون برنامه‌ها لابلای اجبارهای ماه رمضونه. مثلا یکی دلش می‌خواد اقتدار و حال معنویش رو ببره بالا، یا مثلا می‌خواد تا آخر ماه رمضون سیصد تا لغت زبان جدید یاد بگیره، یا مثلا فلان کتاب رو تموم کنه، یا گوشه ناخنش رو دیگه نجوه، یا اطلاعاتش رو راجع به فلان موضوع ارتقا ببخشه، یا توی روابط اداری و اجتماعی‌اش تحولی بوجود بیاره یا هر چیزی دیگه، می‌تونه از این سازمان منضبط الهی بهره خوب ببره و لابلای این روزهایی که برنامه روزمره زندگیمون متحول شده، یکی دوتا برنامه جدید هم بگنجونه و آخر ماه لذت رسیدن بهش رو بچشه.

...

یادمون باشه برای همدیگه دعا کنیم. خصوصا وقت‌های افطار. برای عاقبت به خیری، رسیدن به خواسته‌ها و درخواست قدرت از خدا برای تغییر و بهتر شدن. یادمون باشه به خدا قول بدیم اگه وضع مالی و دانش و اراده و ارتباطمون (هرکدوم که می‌خواهیم بهبود ببینه) بهتر شد خودمون رو می‌کنیم واسطه خیر و کمک به بنده‌های دیگه‌اش. خدا اینجوری خیلی خوشش می‌آد و حتما رسیدن ما به آرزوهامون رو تسریع می‌کنه. انشاالله.

نویسنده: یه مرد امیدوار - جمعه ۱ خرداد ۱۳٩٤

سخت بودن تغییر، اصلا چیز غریبی نیست. اینکه تا حدی رو میتونیم بریم جلو و بقیه اش رو نمیتونیم و رها میکنیم و بر میگردیم خونه اول، حالا یا بدلایل شخصی یا محیطی، همونجای تعیین کننده و حساسیه که فرق ما رو با آدمایی که تغییر و بهبود واقعی توی زندگیشون رو نمیخوان، مشخص میکنه.

اصلا دلیل اینکه آدمای موفق و پیشرو خیلی کمتر از آدمای معمولی هستن همینه. اونا تلاش کرده اند و سختی کشیده اند و بخاطر هدف مهمشون از خوشیها و تنبلیهاشون گذشته اند. 

توی مضامین دینی مان هم این رویکرد نابرده رنج گنج و همچنین تلاش برای کنترل نفس رو به وفور میبینیم. حضرت علی (ع) میفرمایند: خوشبخت ترین انسانها آنانی اند که از لذات زودگذر چشم میپوشند تا به لذات پایدار برسند. حالا لذت زودگذر رو میشه خیلی متنوع معنا کرد: مثلا لذت گناه، لذت خوردن یه لقمه بیشتر از نیاز طبیعیمان، لذت پنج دقیقه ولو شدن بیشتر، لذت ده دقیقه بیشتر پرسه بی هدف زدن در وب، لذت برخورد بد آنی بجای صبور بودن در مقابل بدی دیگران، لذت رهاکردن تمرکز موقع یادگیری و فشار نیاوردن به خودمون و صدها لذت زودگذر دیگه.

اما لذتهای پایدار رو باید توی زندگی متقین و عارفان و موفقها و ثروتمندای خودساخته و آدمای سالم و افراد با تناسب اندام عالی و آدمای خوش خلق و مهربون پیدا کرد. یه کم که دقت کنیم میبینیم زندگیشون پر از  لذات دائم و پایداره.

پس بچسبیم به اولین برنامه تغییر یه عادت بد و تبدیلش به یه عادت خوب. یا دنبال کردن یه هدف بزرگ و از ته دل خواستنی برای زندگیمون و پاش هم وایسیم. 

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC