یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - پنجشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۳

اواسط اسفند، داشتم برای ماموریتی اداری آماده می‌شدم. هم حجم کارهای اداره زیاد بود و هم حجم کارهایی که قرار بود در سفر انجام شود. پر از برنامه‌های ناشناخته و استرس‌زا و خصوصا حساس.

بعد یه مسئولیتی دیگه هم داشتم توی سفر که از همه بدتر بود. وظیفه‌ای بر عهده‌ام بود که کنترل خیلی کمی رویش داشتم و در مقابل،  همه امید طرف مقابل به من بود.

...

قبل از سفر نشستم ناخودآگاه روی یه تیکه کاغذ همه این نگرانی‌ها رو نوشتم. فکر کنم هشت تا شد. بعد بهشون درصد دادم. بعضیاشون خیلی استرس‌زا بودند و بعضیا کمتر. همونجا که می‌نوشتم یکی دوتاش رنگ باختند. یعنی حتی از خودم خجالت کشیدم این‌ها باعث نگرانی من شده‌اند.

از سفر که برگشتم، یه‌بار اتفاقی چشمم به اون برگه افتاد (اصلا یادم رفته بود). دیدم همه‌شون به خوبی و خوشی گذشته‌اند و همه نگرانی‌های من بی‌مورد بوده. البته این نبود که هیچکدوم اتفاق نیفتادند. اتفاقا بعضیاشون خیلی بدقلق بودند و طول کشیدند، اما یه چیزی غیرقابل انکار بود: زندگی ادامه یافته بود! با خودم فکر کردم از این نگرانی‌ها از ابتدای عمر تا حالا بوده و گذشته. بعضیا اتفاق نیفتاده، بعضیا افتاده، بعضیا به هممون ریخته، بعضیا نتیجه‌ای کاملا خلاف انتظارمون داشته...اما به هرحال گذشته و ما الان اینجاییم.

ماها هر روزمون با این نگرانی‌ها شروع می‌شه و تا قبل از خواب ادامه داره. اینکه خوشگلم؟ لباسم خوبه؟ نکنه فلانی الان که از کنارم گذشت فلان فکر رو کرده باشه؟ نکنه توی تاکسی راننده بگه پول خرد ندارم، نکنه توی مواجهه با فلانی خوب به نظر نرسم، نکنه فلانی الان که از پیشم رفت با خودش فکر کنه این عجب ادم خنگیه، نکنه نتونستم درست حرف بزنم، نکنه فردا دیر برسیم خونه مامانم اینا، نکنه یادم بره قبض برق رو بدم، نکنه کلمات درستی انتخاب نکنم توی اون صحبتی که قراره فردا با رییسم داشته باشم، نکنه ابهتم پیش زیردستم ریخته باشه، نکنه اون فرصت رو دارم از دست می‌دم، نکنه...

و این نکنه‌ها ما رو تحلیل می‌بره. هر روز. مثل حرکت با زور ماشینی که ترمز دستی‌اش نصفه بالاست و الکی داره زور اضافی می‌زنه. راه می‌ره، اما اگه اون ترمز دستی بخوابه چقدر راحت‌تر و روون‌تر و سبک‌تره.

یه نگاه به امروزتون بندازین. از اول صبح تاحالا چند تا از اینجور نگرانی‌ها داشته‌اید؟ کدومشون واقعا ارزش نگران‌شدن داشته؟

هان؟

نویسنده: یه مرد امیدوار - جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا برای یه شروع خوب و موفق و پربرکت و توام با سلامتی و خوشرویی و دلپاکی و حس خوب با خودت بودن همه ماها رو کمک کن. 

آمین.

برای یه سال جدید، هیچ چیز بهتر از یه تصمیم جدید برای بهتر شدن نیست. اگه تونستیم چندتا تصمیم، اما اگه خودمون رو میشناسیم و میدونیم انجام چندتا کار با هم، تمرکزمون رو از بین میبره، همون یه تصمیم و نهایی کردن اون و لذت بردن از اتمام کامل یه کار خودش کلی کاره.

...

من از امروز برنامه ریزی میکنم برای درآمدسازی بییشتر برای زندگیم، من از امروز یه طرح سه ماهه میریزم برای تمام کردن سه تا کتابی که از پارسال خریدم و هنوز نخوندمشون و کلی از این بابت احساس بد دارم، من از امروز توی برنامه های هفتگیم مینویسم که حتما هر هفته تلفنی احوال یه فامیل یا دوست خوبی که سال به سال همدیگه رو میبینیم بپرسم، من از امروز یه برنامه تا ۳۱ خرداد میریزم تا صد تا لغت زبان که بلد بودم اما یادم رفته رو یادآوری کنم و هرشب هم فقط سه دقیقه به یه شبکه انگلیسی زبان گوش بدم، من از امروز تا آخر فروردین تمرین میکنم روزی یه هویج یا یه ساقه کرفس یا یه سیب بخورم، من از امروز تصمیم میگیرم تا ماه رمضون هر زمان که دستامو میشورم یا وضو میگیرم یا ظرف میشورم آخرش سه قلپ آب هم بخورم تا بدنم کمبود آب نداشته باشه و...

از اینگونه برنامه ها تا دلمون بخواد هست و ما چون زنده ایم باید از وقتمون و  سلامتیمون استفاده کنیم و خودمون رو پیشرفت بدیم. سال ۹۳ انشاالله یکی از بهترین سالهای پیشرفت و موفقیت و آرامش ما خواهد بود اگه با تصمیم و برنامه شروعش کنیم

انشاالله.

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC