یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٢

از امروز دو ماه مانده به آخر سال.

یک تصمیم بگیر و تلاش کن این دو ماه رو بهش وفادار بمونی.

یه تصمیم خیلی کوچیک، بزرگ، ...اصلا اندازه‌اش مهم نیست. مهم اثبات قدرت تداوم و اراده به خودته.

مثلا نوشیدن سه لیوان آب در روز،

مثلا یادگیری روزی یه لغت یا جمله انگلیسی، بعد فرداش تکرار اون قبلی و یادگرفتن یه جدید، پس فرداش تکرار اون دوتا قبلیا و یادگیری یه جدید.

مثلا کنار گذاشتن هله هوله خوری (اگه سخته، صرفا یکی از هله هوله‌ها رو، مثلا پفک، یا نوشابه). فقط همون یکی.

مثلا پنج دقیقه سکوت کامل در هر روز

مثلا خشم خود را فرو خوردن، صرفا برای این دو ماه

مثلا هر روز هزار تومان کنار گذاشتن برای خرید یه هدیه شب عید برای یه بچه نیازمند

مثلا هر روز خوندن آیت‌الکرسی بعد از خروج از خانه برای کار، مدرسه، دانشگاه یا ...

مثلا وضو گرفتن قبل از خواب

مثلا تموم کردن دو تا کتاب،‌ یکی تا آخر بهمن، یکی هم تا آخر اسفند

مثلا ساختن هفت تا هنر یا کار دستی که بلدی، اما سالهاست بخاطر بی‌حوصلگی گذاشتیش کنار، برای هر آخر هفته

مثلا حداقل روزی یه کیلومتر پیاده‌روی کردن

و ...

تکرار، سهم غیر قابل چشم‌پوشی‌ای در موفقیت افراد موفق داره. 

نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢

ویدئویی می‌دیدم از سایت TED که مربوط به سخنرانی‌های کوتاه از آدمهای موفق، متفکر، مبتکر و ... تمام دنیاست. یک پدر روحانی بود که توی چند دقیقه داشت رابطه شاد بودن و شاکر بودن رو توضیح می‌داد. ارتباط زیبایی میان این دو برقرار کرد و می‌گفت وقتی حواست به داشته‌هات هست، هم حال خودت بهتر می‌شه و هم برخوردت با دیگران و با مشکلات مقتدرانه‌تر و در همان حال مهربانانه‌تره.

می‌گفت توی زندگی باید از همون فرمولی که بچگی‌ها برای عبور از خیابون بهمون یاد داده‌اند استفاده کرد: وایسا، نگاه کن و برو. (Stop, Look, Go). معتقد بود توی این دنیای بدو بدو، باید گاهی وایساد، تعمق کرد، دید که چه چیزای خوبی داریم، شکر کرد و ازشون لذت برد و بعد هم از اون انرژی حاصله برای تحرک بیشتر استفاده کرد. 

آخرش می‌گفت یه مدت زمانی توی آفریقا و مناطق خیلی محرومش بوده. بعد که برگشته بود کشورش، شیر آب رو که باز می‌کرده با شگفتی می‌گفته آخ جون، آب! یا وقتی کلید برق رو می‌زده می‌گفته خدایا برق! منظورش این بود که اونقدر برای ما عادی شده که هر زمان شیر آب رو باز کنیم باید ازش آب بیاد و هیچ چیز خاصی هم نیست. بعد می‌گفت از ته دل شکر می‌کردم. اما بعد یه مدت دیده بوده باز براش عادی شده. بعد رفته بود یه برچسب بالای کلید برق و شیر آب چسبونده بود تا یادش بیاد باید برای اونا هر روز شاکر باشه.

...

می‌دونم که توی گوشه ذهن خیلی از ماها، پیشرفت کردن و موفق بودن همخوانی‌ای با قناعت نداره. انگار روند زندگی توام با موفقیت و پیشرفت در دنیای مدرن، پیچیده در هیاهو و ناآرامی و چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد و مصرف و دارم و خرج می‌کنم و ... است. اما... لابلای این هیاهو، آرامش گوهر دلخواه همه است و یکی از راه‌های دستیابی به آرامش، هماهنگ بودن با محیط اطراف و آدمهای اطرافمونه. این‌که دائما باهاشون چالش نکنیم و  داشته‌هامون رو همیشگی ندونیم و به همین خاطر درست نگاهشون کنیم و درست ازشون لذت ببریم. 

این‌که خدا می‌گه شکر کنید و من نعمتهایتان را زیاد می‌کنم، از اون حکمتها و قولهائیه که بلاتغییره. مدرن شدن و مدرن بودن هم تغییرش نمی‌ده.

نویسنده: یه مرد امیدوار - چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٢

یادت باشه تا زمانی که درست و حسابی ندونی دقیقا چه هدفی داری برای یه ماه آینده، شش ماه آینده، یه سال آینده. دقیقا ندونی توی زندگیت می‌خوای به چی برسی، هیچ تغییر مهمی توی زندگیت رخ نمی‌ده. هرچه بشه تغییرات معمولیه. 

به ظاهر ساده می‌آد اما نود و نه درصد آدما درست نمی‌دونن.

 

یه هدف بذار توی ذهنت. یه آرزویی که می‌خوای بهش برسی. بعد یه ماه هر روز بهش فکر کن. هر روز. مخصوصا اگر در ظاهر خیلی دست‌نایافتنی باشه... می‌بینی ذهنت باور می‌کنه می‌تونی و بعد...خودش راه رو نشونت می‌ده.


کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC