یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠

و کسانی که از گناهان بزرگ و زشتکاری‌ها اجتناب می‌کنند و چون به خشم آمدند در می‌گذرند

و کسانی که امر پروردگارشان را اجابت کردند و نماز بر پا داشتند و کارشان در میانشان برپایه مشورت است و از آنچه روزیشان دادیم انفاق می‌کنند

و آنان که چون ستمی به آن‌ها رسد تسلیم نشده داد خود می‌ستانند

و سزای بدی، بدیِ همانند آن است. پس هرکه درگذرد و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. بی‌تردید او ظالمان را دوست نمی‌دارد.

سوره مبارکه شوری، آیات 36 تا 40

برخی آیه‌های قرآن، به تنهایی یه دوره «چگونه درست زندگی کنیم که هم شاد باشیم هم آرام و هم معتمد به نفس» اند.

نویسنده: یه مرد امیدوار - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

روزهای خاص در هر سال، مثل روزهای جشن، ماتم و یا حتی تعطیل موقعیت‌های مناسبی‌اند برای اینکه یه مقدار از خودمون بخواهیم بیشتر فکر کنیم. این فکر نکردن یکی از آفات جامعه ماست و اگه دقت کنیم می‌بینیم از کوچیک تا بزرگمون خیلی‌ها به این مشکل مبتلا هستن.

روزمرگی‌ها و آشفتگی‌های زندگی مدرن توی روزهای هفته، خصوصا برا اونایی که کار خارج از خونه دارن یا اگه توی خونه هستن هم معتاد به تلویزیون و تلفن و اینترنت هستن، جایی برای تفکر باقی نمی‌ذاره. خیلی از کارامون رو روی عادت انجام می‌دیم و خیلی‌هاشون اصلا شده‌اند عملی غیرارادی! (چند وقته دارم فکر می‌کنم بدون اینکه حواسم باشه، فلان چراغ رو خاموش می‌کنم و بعد فقط سه ثانیه بعدش اصلا نمی‌دونم خاموش کرده‌ام یا نه، ولی می‌بینم ناخودآگاه خاموشش کرده‌ام!! یعنی کاملا غیرارادی بوده). مشکل این شیوه از زندگی اینه که به هرحال یه روز احساس خلا می‌کنیم. یه روز از بی‌محتوایی کارهایی که انجام می‌دیم یا حتی شاید بی‌محتوایی و کم عمق بودن خودمون بدمون می‌آد. یه روز دلمون پشت پا زدن به همه چیز خواهد خواست و اونجوری گاهی خطر افسردگی و پوچی هم می‌ره. به همین خاطر خوبه توی روزهایی که می‌تونیم خودمون رو عادت بدیم به فکر کردن. یه کم از این تحلیل‌های روزمره و همه‌جایی و منفی و غرغرویی خودمون رو بکشیم کنار و برا خودمون فکر کنیم.

مثلا این روزهای عزا، نذاریم همه ذهنمون بشه پیدا کردن ریا و دورویی آدم‌ها، قیافه عزادارها، تناقض میان شرکت در این مراسم و کارهای دیگرشون، یا هزارتا غر و ایراد دیگه. به خودمون بگیم اینجور فکرا همیشه قابل دسترسی‌اند و کافیه در مغز رو یه‌کم وا بذاریم هجوم می‌آرن توی ذهن. از خودمون بخواهیم عمیق‌تر و متفاوت‌تر فکر کنیم. این‌که آزادمردی یعنی چه؟ اینکه وایسادن روی عقیده تا جایی که بدونی جون خودت و خانواده و یارات رو سرش می‌دی یعنی چه؟ این‌که ببینیم چرا آدما دوست دارن برا امام حسین عزاداری کنن؟ این‌که چطور می‌شه از این فرصتها برا انجام یه کار خیر و با نیت پاک برا آخر و عاقبت خودمون استفاده کنیم؟ اینکه چطور باید این دو روز تعطیلی رو مثل روزهای عادی هفته نگذروند و حداقل با آروم‌تر بودن و عمیق‌تر بودن خودمون، اونو متفاوت کرد؟ و ده‌ها فکر خوب دیگه

از این فرصتها استفاده کنیم. توی قرآن خدا بارها از افسوس آدمهایی می‌گه که یک درصد هم احتمالش رو نمی‌دادن که فرصتشون توی این دنیا تموم بشه و وقتی می‌شه دیگه هیچ کاری نمی‌تونن بکنن... و این پیام یاس‌آوری نیست. اتفاقا تلاش برا استفاده لحظه به لحظه از عمر و زندگیمونه. چیزی که الان فهمیده‌اند مهم‌ترین اثر روی شادی و احساس مفیدبودن انسان داره.

نویسنده: یه مرد امیدوار - چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

این‌که تا چه اندازه باید صرفا از خودت توقع داشته باشی و تا چه اندازه تاثیرات محیط بیرونی رو بر اهداف و تصمیماتت بپذیری، یکی از نکات مهم و حساس زندگیه.

این‌که هر زمان خواستی از کسی یا چیزی ایراد بگیری، اول ببینی رگه‌هایی از اون توی خودت هست یا خیر، هم باعث می‌شه درست‌تر و متعادل‌تر به موضوع نگاه کنی، هم سبب یه‌جور خودشناسی عمیق‌تر می‌شه. هرچند افراط در این امر هم خوب نیست و یه‌دفعه می‌بینی شده‌ای یه ادم وسواسی که صبح تا شب به خودش گیر می‌ده و حتی توی جاهایی که باید حرف حقی رو بزنه ترجیح می‌ده سکوت کنه. برای همین می‌گم خیلی موضوع حساسیه. ولی اگه بتونیم انجامش بدیم، یه دوره پیشرفته خودسازی و پالایش درونیه. 

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC