یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩

 green-dialogue.jpg

داریم با هم حرف می‌زنیم. یک مکالمه ساده در مورد کار اداره. می‌بینم سرعتامون یکی نیست و او هنوز من جواب نداده‌ام، حرف بعدی را می‌زند و گاهی او هنوز نفهمیده من چه می‌خواهم، خودم چیز دیگری می‌گویم.

داریم تلفنی حرف می‌زنیم. دارم براش توضیح می‌دهم که به چه ترتیبی باید کار کند و او دائم تایید می‌کند و چشم می‌گوید و جلوتر می‌رود و من هنوز نمی‌دانم دقیقا منظورم را فهمیده یا خیر.

یک مکالمه ساده حال و احوالپرسی...او دارد از من حالم را می‌پرسد و من در همان حال دارم حال اورا می‌پرسم و می‌گویم کار و بار چطوره!

امروز یاد جمله‌‌ای افتادم که می‌گفت: وقتی به کسی سلام می‌کنی، صبر می‌کنی و پاسخت را درست می‌شنوی؟

نه! صبر نمی‌کنم و این خیلی بد است. این نجویده قورت دادن حرف‌ها، ابراز احساسات‌ها، غذا خوردن‌ها، مطالعه کردن‌ها، ایمیل‌خواندن‌ها، حتی کامنت خواندن‌ها و کامنت نوشتن‌ها مصیبت بزرگیه ...شب که می‌خواهی بخوابی، روزت خسته کننده بوده اما تلاش که می‌کنی می‌بینی کار درست و حسابی یا خاطره خوبی که آرومت کنه نداری.

نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩

دارم می‌گردم توی گوگل ببینم قهرمان بسکتبال جهان بالاخره کی شد؟...خب اینم سایت رسمی فیبا... ب-------له! آمریکا شده قهرمان (9 برد و هیچ باخت)، بعدشم ترکیه (8 برد و هیچ باخت). ایران شده نوزدهم (یک برد و چهار باخت) و تونس آخرم! (5 باخت و هیچ برد)

کاری به اینکه نفس همین حضور در میادین بین‌المللی مهمه و این ارزشمنده و غیره ندارم. واقعا هم قبول دارم برای بسکتبال ما واقعا این حضور ارزشمند بود. اما باز دارم به اون رتبه اولیه نگاه می‌کنم... یادم می‌آد چند وقت پیش خونده بودم:

مایک شیشفسکی، سرمربی تیم ملی بسکتبال آمریکا پس از برد در اولین بازی خود (در مقابل کرواسی) اذعان کرد که پیروزی تیم خود را قطعی می‌دانسته.  وی در بخشی از یکی از کتابهای خود به نام "ورای بسکتبال" تاکید می‌کند که برای رسیدن به موفقیت، افراد باید تصویر کاملی از موفقیت در ذهن خود داشته باشند....او مثال می‌زند که چگونه یکی از بازیکنان تیم دانشگاهی خود را که بطور بالقوه از بهترین بازیکنان نبود، وادار کرد که خود را بیشتر و بیشتر در مقام ستاره تیم تصور کند و دیده بود که چگونه پذیرش تصورات از لحظاتی که موفقیت در آنها یک بازیکن عادی را به ستاره تبدیل می‌کند، باعث شد آن بازیکن ستاره شود.

در ادامه نوشته شده بود: در طی بازی‌های گروه ب نگران‌کننده‌ترین مساله در اظهارات و واکنش‌های مربیان دو تیم ایران و تونس درخصوص نتایج احتمالی، همین فقدان تصور از موفقیت بود. این دو مربی در هر کنفرانس خبری تاکید می‌کردند که این برای نخستین بار است که به بازیهای جهانی راه می‌یابند و لذا تلویحا به برتری بالقوه تیم‌های رقیب صحه می‌گذاشتند.حتی واسلین ماتیچ، مربی ایران، در کنفرانس خبری پس از مسابقه با آمریکا صراحتا ابراز کرد که برنامه‌ای برای برد نداشته است.

...

نداشتن تصور از موفقیت، یعنی نداشتن هدف دقیق بیان شده، و بالتبع یعنی نداشتن برنامه‌ای معین برای رسیدن به آن هدف.

...چقدر از موفقیت‌ها و یا موقعیت‌هایی که آرزوشون رو داریم، تصویر دقیق و ملموس تو ذهنمون داریم؟

نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩

اون روزا که کوچیکتر بودیم، مادرم می‌گفت روزهای آخر ماه رمضون، فرشته‌ها می‌آن و یه خوشه گندمی که از اول ماه تو دل آدما کاشته‌اند (و همون هم باعث می‌شده آدما تحمل روزه گرفتن داشته باشن) رو برمی‌دارن و میبرن و به همین خاطره آدم بیشتر ضعف می‌کنه... و من با خودم فکر می‌کردم مگه آزار دارن، خب این چند روزه رو هم بذارن بمونه دیگه!

اون زمانا وقتی می‌افتادیم زمین، همه داد می‌زدن آخ آخ آخ پاشو پاشو نمکا ریخت! نمکا رو جمع کنین! !!    !!!! و ما ناخودآگاه با چشم گریون بدون اینکه حواسمون به زخم و درد پامون باشه می‌گشتیم دنبال نمک!

شهریور سال قبل همین روزا نوشتم که روزهای آخر ماه رمضون مامان بزرگ خدا بیامرز می‌گفت: دیگه چیزی نمونده ننه! ماه رمضون به هُم هُم افتاده و منظورشون بیست و هفتم، هشتم، نهم ماه بود... و ما بعدها یاد گرفتیم که اهکی! از دهم ماه هم می‌شه گفت هُم هُم!!

...

امیدوارم همونطور که روزهای کودکیمو کودکی کردم و خودمو خفه کردم از کودک بودن، به میانسالی که رسیدم، به این روزا هم که نگاه می‌کنم، خوشحال باشم که کامل زندگی کرده‌ام. هرچند فکر کنم خیلی سخت‌تره. ولی اگه این حس رو نداشته باشم، ( که ندارم) امیدوارم حالیم باشه که حداقل هنوز فرصت دارم تا جا خالیهاشو پر کنم.

نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩

این کلمه سادگی همیشه یه بار رهاکننده برای من داشته. حتی وقتی می‌نویسمش انگار یه باد خنک می‌آد.

رالف والدو امرسون می‌گه:

یه کم حس و غریزه قوی به علاوه چندتا قانون ساده و صریح، برای کل زندگیه ما بسه.

فکر کنم یه آدم خوش‌فکری هم اینو شنیده و یه جمله ساده در جواب گفته:

لبخند بزن، نفس بکش و آرام گام بردار

...

با خودم فکر می‌کنم یک راه پیمایی کوتاه توام با لبخند ناشی از بیدار بودن حس‌ها  و آرامش ناشی از بنده خوب خدا بودن، به‌علاوه تنفسی آگاهانه چقدر درمانگر روح و جسممون می‌تونه باشه.

پیوست: جمله امرسون ارزش وقت گذاشتن و فکر کردن رو داره. این‌که اون چندتا قانون چی‌ می‌تونه باشه؟ اگه نظری داشتین بنویسین همینجا

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC