یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩

هیسسسسس

گوش بده...آروم...گوش بده

...

به خودت گوش بده...

تنها کسی که می‌دونه چه چیزی تو رو واقعا خوشحال می‌کنه، خودتی.

نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩

گاهی بعضی چیزها رو که رها می‌کنی، بعد یه مدتی هم اشتیاق تو بهشون بیشتر می‌شه و هم قدرشون رو بیشتر می‌دونی. یادمه تو خونه ییلاقیه کودکی‌ها یه چاه آب داشتیم که هر چند وقت به چند وقت بابا آبش رو کامل با موتور می‌کشید بیرون تا باغچه‌ها رو آبیاری کنیم. مطمئن بودیم که فردا آب در همان سطح قبلی و تازه و گوارا بالا اومده.

بعضی چیزا رو اما اگه ولشون کنی، دور می‌شن، کم‌رنگ می‌شن و گاهی هم حتی محو.

امروز که داشتم به تاریخ یادداشت قبلی وبلاگ نگاه می‌کردم دیدم شاید برای اولین بار بوده که نزدیک به سه هفته ننوشته‌ام. و ترسیدم که داره این موضوع تبدیل می‌شه به از اون چیزا که حساسیتت رو که بهشون از دست می‌دی، محو می‌شن و دور.

...

گاهی درک اینکه توی زندگی چه چیزایی رو باید دیگه رها کرد و چه چیزایی رو نباید گذاشت محو بشن، حتی شده با چنگ و دندون، اصل هنر زندگیه.

نویسنده: یه مرد امیدوار - پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩

زمانای قدیم، شاهزاده‌ها رو از کودکی تعلیم می‌دادند تا وقتی شاه فرتوت شد یا مرد، حاکم لایقی برای کشور داشته باشن. فارغ از سختی یا آسونی اون تعالیم، یه چیز حتما خیلی مهم بوده: تداوم و ممارست. این‌که مهارت‌های مختلف رو با تمرین و تلاش یاد بگیری.

اگه امروز بهمون بگن درست یه سال بعد تو حاکم فلان‌جا خواهی شد یا استاندار فلان‌جا، ما چیکار می‌کنیم؟ آیا عاقلانه نیست برا 365 روز باقیمونه تا اون فرصت برنامه بریزیم و کاری کنیم که مسائل، مشکلات، فرصتها و برنامه‌های آینده اونجا رو مثل کف دستمون بشناسیم تا درست حکمرانی کنیم؟

...

حالا که بهمون حداقل فعلا وقت داده‌اند تا امپراطوریمون رو خودمون بسازیم، برا اهداف و آرزو‌ها و پیشرفت‌هایی که دلمون می‌خواد چیکار کرده‌ایم؟

مطلب قشنگی می‌خوندم اینجا از مقایسه دانشکده LSE انگلستان و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. یه نکته تکون دهنده‌اش این بود که نویسنده می‌گفت تو دانشگاه‌های معتبر دانشجوها برنامه‌ریزی می‌کنن تا در هر ترم یه زبان جدید یاد بگیرن. با خودم فکر کردم ...!

باز برگردیم به سوال بالا. اگه می‌دونی برا ساخت امپراطوریت، یا ساده‌تر، برا راضی‌تر شدن از خودت باید چه‌کارهایی رو انجام بدی، نباید یه برنامه درست و حسابی راه بندازی؟

فکر کنم برا رسیدن به یه هدف اگه بشه برنامه‌ای ریخت که هر روز یه‌کار در اون راستا انجام بدیم، آخر 365 روز خیلی عمیق‌تر و جون‌دار تر از اونی که فکر می‌کنیم به هدفمون می‌رسیم. مداومت در تمرین و تلاش رو نباید بذاریم یادمون بره.

نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩

BLP0092926 - African businessman standing under traffic lights

دو دقیقه وقت بذار یادت بیار سال پیش این موقع کجا بودی، چیکار می‌کردی، چه رویاهایی داشتی؟ درامدت چقدر بود؟ تو شغلت کجا قرار داشتی، رابطه معنویت با خدا تو چه حدی بود، سلامت‌تر بودی یا الان روبه‌راه‌تری و...

ببین آیا الان نسبت به اون موقع در کل پیشرفت کرده‌ای؟ جلو اومده‌ای؟ از خودت راضی هستی؟

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC