یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸

درست زمانی که فکر می‌کنی همه چیز داره خوب پیش می‌ره...یه اتفاقی می‌افته که حالت جا می‌آد!

درست زمانی که خیلی ناامیدی...یه اتفاقی می‌افته که نه تنها تمام دلمردگی‌هاتو از بین می‌بره بلکه کلی بهت سوخت می‌رسونه برا پرش بلندتر.

گاهی منتظر خیلی چیزایی و اتفاق نمی‌افتن...گاهی منتظر هیچ چیزی نیستی و یه‌دفعه کلی اتفاق، اتفاق می‌افتن و تو مبهوت که چجوری مدیریتشون کنی!

همینه... نگاهت امیدوارانه که باشه اینو جزو حقایقی میبینی که تو رو به چالش فرا می‌خونه و عضلاتتو قوی‌تر می‌کنه. بزرگت می‌کنه و پخته. حالا تو حد و قد و قواره خودت... مهم نیست که دقیقا همون زمان که افتاده‌ای تو دل مشکل و کلافه شده‌ای، نگاهت مثبت و امیدوارانه و این نیز بگذردی باشه. نه، اینا کار هر کسی نیست. حداقل از عهده خیلی از ماها که تازه‌کاریم بر نمی‌آد. اما حداقل می‌تونیم بعد اینکه گریه‌امون تموم شد، نشستیم وسط راه و کلی بد و بی‌راه به خودمون و مسبب اون مشکل گفتیم...پاشیم، دماغمون رو بکشیم بالاع خودمون رو بتکونیم و دوباره راه بیفتیم. گفتم که...حتما لازم نیست به محض اینکه راه افتادیم بخندیم و از زیبایی‌های کنار راه و پرواز پرنده و طلوع خورشید لذت ببریم...همون که راه افتاده‌ایم خوبه...بقیه‌اش خودش می‌آد لبخند

نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸

این‌که فقط بعضی از ماها می‌دونیم تا ۵ سال دیگه کجاییم و بیشترمون از این کار طفره می‌ریم یا حتی از فکر کردن بهش هم سرگیجه می‌گیریم, دوتا چیز رو به نظر من آشکار می‌کنه:

١. اعتقاد آگاهانه یا ناآگاهانه به این تفکر که جبر همواره بیش از اختیار تو زندگی ماها تاثیرگذاره.

٢. اعتراف به اینکه اعتقادی به برنامه‌ریزی نداریم و اصولا مزیت‌های زیادی تو بابرنامه بودن و طبق برنامه و هدفِ از پیش تعیین شده حرکت کردن در مقایسه با بی‌برنامه بودن نمی‌بینیم. لذا فکر می‌کنیم همینکه هستیم و داره پیش می‌آد خوبه و نیازی نیست نظم کنونی رو به هم بزنیمش.

اما دو تا هم جواب از نگاه من:

1. اگه حضرت علی می‌فرمایند که جوری برای زندگیت برنامه‌ریزی کن و امیدوار باش که انگار تا ابد زنده‌ای و به شیوه‌ای زندگی کن و رفتار کن انگار لحظه‌ای دیگر می‌میری، نشون می‌ده اون چیزی که ما از توکل و آرامش و سپردن چیزا به خدا و ترس از دخالت در تقدیر و همه اینجور فکرا فهمیده‌ایم، یه‌کم نیاز به فکر بیشتر و احتمالا اصلاح اساسی داره.

2. برنامه‌ریزی برای آینده بهمون نشون می‌ده که هدفمون واقعا چیه، چقدر مایه لازم داره، چقدر تمرکز می‌خواد، چقدر زمان و اراده نیاز داره، از چه چیزهامون باید بزنیم و کجاها باید به خودمون سخت بگیریم، وقت استراحتمون کجاهاست، برا اوقات خستگی‌درکردنمون چیکار کنیم بهتره، چی بخونیم، چی بخریم، چی ذخیره کنیم، کجاها برونگرا باشیم، کجاها بیشتر بپذیریم و سرمون رو بندازیم پایین و هزارتا چیز دیگه.

شاید گفتن اینکه تا چند سال بعد کجاییم سخت و ناممکن باشه، اما تعیین هدف برا زندگیمون و کشیدن یه نقشه کوچیک و نوشتن چندتا هدف کوچکتر و ابزار برا رسیدن به هدفمون اصلا سخت و ناممکن نیست.

فقط همت می‌خواد و اینکه بفهمیم:

خدا هم آدمای با اراده و قوی رو بیشتر دوست داره.

نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸

وقتی ازت سوال کنن که تصور می‌کنی 5 سال بعد کجایی و به کجا رسیده‌ای، چی می‌گی؟

اگه ازت بپرسن چه هدفهای مشخصی داری و چه کارهایی رو داری برا رسیدن به اونا تو فرضا 5 سال آینده انجام می‌دی چی می‌گی؟

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC