
دیروز حکایتی رو میخوندم از آدمی که یه نفر رو توی جنگل دید که داره با شدت و کلی عرقریزی یه درخت رو اره میکنه. رفت و با احترام بهش گفت: قربان به نظر میرسه خیلی دارین انرژی مصرف میکنین اما خیلی کار پیش نمیره. آدمی که داشت اره میکرد سری به موافقت تکون داد و با همون شدت به کارش ادامه داد. فرد رهگذر گفت خب صلاح نمیدونین اندکی صبر کنین و با توجه به اینکه خیلی هم کارتون پیش نرفته، ارهتون رو تیز کنین و مجددا شروع کنین؟ اینجوری خیلی سریعتر کار تموم میشه. طرف نگاهی عاقل اندر سفیه به رهگذر انداخت و گفت نمیبینی نمیتونم یه لحظه هم کارم رو متوقف کنم؟ من فرصتی برای اینجور کارا ندارم.
...
تو همونجا میخوندم که یکی از اهداف شخصی ماها میتونه این باشه که تو هر سال جدید یه توانایی جدید کسب کنیم.
...
گاهی لازمه صبر کنیم و یه نگاهی به خودمون بندازیم. ما آدمای کمتوانی نیستیم اما گاهی با گذر سالها همون توانایی و مهارتهایی که سالها قبل داشتهایم رو داریم و زیاد فرق نکردهایم. ارههامون کند شدهاند و ما با همونا داریم زندگیمون رو میگذرونیم. برا ماها خیلی لازمه ارههامون رو تیز کنیم. اینجوری هم نسبت به خودمون احساس خوبتری داریم و هم کار، زندگی و شغلمون همیشه تحت کنترل میمونه.
فکر کن ببین دوست داری کدوم تواناییها و مهارتهاتو بهبود ببخشی؟
پیوست: این کتاب هفت عادت مردمان موثر از استفن کاوی چکیدهایه از تموم کتابهایی که تا حالا من تو زمینه رهبری و مدیریت شخصی و کاری خوندهام. اگه تونستین یه نگاهی بهش بندازین.