یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧

یکی از بهترین علاج‌های فکر نکردن به حرفهایی که پشت سرت می‌زنن اینه که خیلی ساده روتو برگردونی، بلند شی وایسی و خودتو بتکونی از اینهمه غباری که شاید از طریق بهترین دوستات و همکارات رو تنت نشسته، بعد با یه لبخند آروم و مصمم شروع کنی از بالا سر همه اونا به اهدافت نگاه کنی، توانمندی‌هات رو یادت بیاری و حرکت کنی به سمت یکی از اون هدفها...

اینجوری مجبور نیستی ذهن و روحت رو هم درگیر این فکر آزار دهنده کنی که ای... آدما هیچکدومشون قابل اعتماد نیستن. می‌تونی هنوز به خوبی بشر ایمانت رو نگه داری و این خیلی خوبه.

نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧

یه مطلب زیبایی می‌خوندم اینجا که روایتی متفاوت از زندگی‌نامه امید کردستانی داشت. یه بخشش خیلی بهم چسبید. این‌که می‌گفت: ... کمی هم به خودمان فکر کنیم. به این فکر کنیم که چه کارهایی است که باید انجام دهیم تا فردا در مورد ما هم اینگونه بنویسند. بعد با چند تا جمله خوب و کاربردی این موضوع رو باز کرده: ببینیم چه کارهایی است که می‌بایست بیشتر انجام دهیم، به کدام کارها کمتر بپردازیم،‌کدام‌ها را امروز شروع کنیم و کدام‌ها را ...

...

می‌تونه این جمله برا امروزت خوراک فکری خوبی باشه: باید چکار کرد که هم‌نشین شدن با تو، حتی اینکه وقت بذاری و با آدما یه فنجون چایی بخوری، یا همینقدر که چند دقیقه به حرفهاشون گوش کنی، برا اونا آرزو باشه. هان؟

نویسنده: یه مرد امیدوار - پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧

قهرمان از بهشت رانده شده‌ایست که عزم بازگشت به بهشت دارد.

قهرمان آن انسان فرهیخته‌ای است که قدم در راه تغییر وضع موجود می‌نهد. او به تمام سختی‌ها و ناکامی‌ها، نبردها و دیوها، فریب‌ها و رنج و تنهایی‌ای که در پیش روی اوست آگاه است؛ اما ماندن در وضعیت فعلی را برای خود ناممکن می‌داند. او پا در سفری روحانی و درونی می‌نهد ، با همه مشکلات رودررو و پنجه در پنجه درمی‌آویزد و نهایتا، سربلند و آزاده وارد عالمی جدید می‌شود؛ عالمی که خود خالق آن است. دنیایی که در آن امنیت کامل دارد، زیباست و دوست‌داشتنی. عاشق می‌شود، عاشق تمام هستی. سفری که آغازش در درون بود و پایانش در بیرون، در آغوش گرم زندگی...این سفر، سفر قهرمانی انسان است...

برداشتی از کتاب مرد مرد، اثر رابرت بلای

و در قلب همه ما تار بمی وجود دارد...

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC