یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٦

SIP2005050

تو یه جمع خوبی بودم که یه معلم خوبی داشت چیز خوبی می‌گفت:

درباره منابع انرژی بود. اینکه آدمای موفق و سالم چندین و چند تا منبع انرژی دارن کنارشون. منظور از منبع انرژی اون چیزیه که هم وقتی یادش می‌افتی و هم وقتی انجامش می‌دی ذوق می‌کنی و با شور و شوق انجامش می‌دی. از همونایی که نمی‌فهمی یه‌دفعه چرا هوا تاریک شده، از بس که غرق بودی توش.

بحث سر این بود که آدمای افسرده هیچ منبع انرژی‌ای ندارن (یا بهتر بگیم خودشون ترجیح می‌دن نداشته باشن)، آدمای معمولی غالبا یک یا دو تا منبع انرژی (مثل لذت از مطالعه و فرضا ورزش) و آدمای مثبت و موفق و سالم و رستگار...چند تا. خوبی این متعدد بودن منابع اینه که اینجور آدما با از دست دادن یه منبع انرژی، زمین نمی‌خورن و فلسفه حضورشون رو از دست نمی‌دن. فرضا اگه تمام منبع انرژیمون مصاحبت و مجالست با یه نفری باشه که بعد از چندی به هر دلیلی دیگه پیشمون نباشه، اثر وضعی اون خیلی بده چون ما دیگه چیزی نداریم که دلمون رو بهش خوش کنیم. نمی‌تونیم ذوق کنیم که بهش تلفن کنیم و درد و دل کنیم یا بهش فلان خبر رو بدیم یا درد دلاشو بشنویم یا هزار تا یای دیگه. اینجور مواقع پیدا کردن و جایگزین کردن یه منبع انرژی جدید اغلب سخته و خیلی همت و انرژی می‌خواد که معمولا هم کمتر کسی زیر بارش می‌ره. (حواستون به بازگشت به یه زندگی معمولی و فرق اون با بازگشت به یه زندگیه پر از شور باشه ها)

من تا قبل از شنیدن این بحث، بارها شده بود که یه تیکه کاغذ برداشته بودم و بالاش نوشته بودم کارهایی که دوست دارم انجامشون بدم. بعد دو نقطه و بعدشم زیرش شروع کرده بودم به نوشتن. ولی اون موقع‌ها، کارهایی که دوست داشتم با کارهایی که دلم می‌خواست انجام بدم قاطی می‌شد. فرضا یه کاری که از ذوق انجامش خوابم نمی‌برد با یه کاری مثل بهبود زبان انگلیسی کنار هم نوشته می‌شد و این صحیح نبود. حتی گاهی کارهایی که در حقیقت وظایفی بود که بر دوش خودم می‌دیدم را هم در این فهرست می‌نوشتم. به هرحال خوب بود اما الان می‌فهمم که ایراد داشته.

خوبه که هم من و هم شما بشینیم و اون منابع انرژی واقعی خودمون رو  بشناسیم و بهش فکر کنیم. اگه کسی تونست و صلاح دونست لطف کنه و بدون توجه به قضاوت دیگرون منابع انرژی‌اش رو اینجا بنویسه. شاید به دیگرون ایده بده یا کمک کنه حتی یه چیز کاملا متفاوت رو به یاد دیگرون بندازه.

روش فکر کنین...چیز خوبیه

 
نویسنده: یه مرد امیدوار - پنجشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٦

ماها تو کوچیکترین و بی‌اهمیت‌ترین چیزا هم گاهی دلمون یه تنوع می‌خواد. از مارک پنیری که برا صبحونه می‌خریم تا مدل چینش لوازممون رو میز تحریر، اینکه ساعتمون رو دست چپ ببندیم و گاهی دست راست، یا حتی عکس دسک‌تاپمون.

چطور فکر می‌کنی خودت به تغییر و تنوع نیاز نداری؟ اون تغییری که آگاهانه انتخابش کنی‌، نه اونی که مجبور بشی...آخ که چقدر بین این دو تا فرقه...حداقل تو حجم انرژی‌ای که بهت می‌دن.

اگه دیدی دلت تغییر می‌خواد، بهش بی‌محلی نکن...ببین چی می‌خواد براش فراهم کن. حتی اگه سختت باشه...

خودتم می‌دونی که...می‌ارزه...

RBP9021913

 
نویسنده: یه مرد امیدوار - چهارشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٦

می‌گفت زندگیتو تمام و کمال زندگی کن. تا لیس آخر ثانیه‌ها و دقایقتو مزه مزه کن و نذار از دستت در بره. نمی‌خواد با فکر اینکه داره عمرم مثل برق و باد می‌گذره و این هول و ولا که وای...انگار همین دیروز بود که فلان کارو کردم...وای...یه سال گذشت... وای دارم پیر می‌شم و ... حس این مزه مزه کردن هم یادت بره.

یاد پینوکیو افتادم...با اون گلابی خوردنش که اولش ناز کرد و از ژپتو خواست گلابی‌ها رو براش پوست بکنه...بعد دید باز سیر نشده، پوست‌ها رو هم خورد...بعدش چون باز سیر نشده بود تموم هسته‌ها و داخل میوه رو هم قورت داد...

راست می‌گفت... باید حسش کرد... این زندگی عجیب و غریب و پر از رمز و راز رو. فکر کنم یکی از بهترین لذات زندگی اینه که تو دهه سی یا چهل عمرت وقتی آدمای کم سن و سال‌تر از خودتو می‌بینی بتونی باهاشون دم‌خور بشی بدون اینکه حتی ذره‌ای حسرت زمانی رو بخوری که سن اونا بودی...

این که از اینی که هستی راضی باشی به نظر من از بهترین الطاف خداست.

 
نویسنده: یه مرد امیدوار - چهارشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٦

برای موفقیت، حریق طبیعی فایده ندارد...باید خود را آتش بزنید

آرنولد گلاسکو

۱) یادمه یه اصلی رو تو زندگیم خودم امتحان کردم. اون موقع‌ها که باید تو مدرسه امتحان پرش می‌دادیم، قبلش چند روز تو خونه تمرین می‌کردم تا هرچی می‌تونم بیشتر بپرم. همیشه هم میزانی که تو خونه می‌پریدم از اون مقداری که تو مدرسه جلو بچه‌ها و معلم ورزشمون می‌پریدم بیشتر بود و می‌تونستم بفهمم دلیلش چه.

اما بعدها یه اصلی رو یاد گرفتم که برام جالب بود و هست. اینکه اگه هنگام پرش به نقطه‌ای دورتر از اونجایی که فکر می‌کنی می‌تونی بپری، نگاه کنی، بیشتر خواهی پرید و این...شگفت انگیز است. خصوصا تو زندگی روزانمون.

۲) یه زنگ تفریح کوچولو، خصوصا برا اونایی که مثل خودم از این دزدیده شدن دامنه پرشین بلاگ دلخورن

http://video.yahoo.com/video/play?vid=661434&cache=1

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC